بستن پنجره

با کليک بر روی
G+1 سایت
ما را در گوگل
محبوب کنيد.
به کانال
تلگرام ما
بپیوندید
اینستاگرام
ما را
فالو کنید
  • ۰

مکالمات انگلیسی با معنی فارسی – مکالمه انگلیسی با ترجمه

مکالمات انگلیسی با معنی فارسی

مکالمات انگلیسی با معنی فارسی- نمونه مکالمات کوتاه انگلیسی با ترجمه

مکالمات انگلیسی با معنی فارسی:

مکالمات انگلیسی با معنی فارسی:

+++++++++++++++++++++++++++

۱

A: You know, the noise in my dorm has really gotten out of control. My roommate and I can rarely get to sleep before midnight.

الف: سر و صدای داخل خوابگاه من واقعا خارج از کنترل شده است. من و هم اتاقی ام به ندرت میتوانیم قبل از نیمه شب بخوابیم.

‌B: Why don’t you take the problem up with the dorm supervisor?

ب: چرا این مشکل را به سرپرست خوابگاه اطلاع نمیدهید؟

******************************

۲

A: That’s a nice computer you have.

الف: کامپیوتر خوبی داری

B: Now all I have to do is figure out how to use it.

ب: حالا تنها کاری که باید بکنم این است که سر در بیاورم چطور از آن استفاده کنم

******************************

۳

A: Did you pick up your letter at the post office?

الف: نامه تان را از اداره پست گرفتید؟

B: No, I got my roommate to do it.

ب: نه، از هم اتاقی ام خواستم که این کار را انجام دهد

******************************

۴

A: Have you heard that Professor Jones is retiring?

الف: شنیده ای که پروفسور جونز دارد بازنشسته میشود؟

B: Yes. The faculty won’t find anyone to fill her shoes.

ب: بله. دانشکده کسی را پیدا نخواهد کرد که جایگزین او شود

******************************

۵

A: I hear your older sister is on the Olympic team and on the honors list. She must be quite a person

الف: شنیده ام که خواهر بزرگ تر شما عضو تیم المپیک است و در فهرست افتخاری قرار گرفته است. او باید برای خودش کسی باشد.

B: She sure is. I’ve always looked up to her.

ب: بله، حتما هست. همیشه به او افتخار میکنم.

******************************

۶

A: Need a ride home?

الف: میخواهی به خانه برسانمت؟

B: Thanks, but, my apartment is just around the corner. Besides, I need the fresh air.

ب:  ممنون، اما آپارتمان من همین نزدیکی است. به علاوه به هوای تازه نیاز دارم.

******************************

۷

A: Have you seen the doctor about your skin condition yet?

الف:  به خاطر وضعیت پوستت به دکتر مراجعه کرده ای؟

B: Oh, it’s not a problem anymore. I’ve found an ointment that works just fine.

ب: اوه! دیگه مشکلی نیست. یک پماد پیدا کردم که خوبش کرد.

******************************

۸

A: My wife and I would like to have you over for dinner on Friday.

الف:  من و همسرم مایل هستیم شما جمعه برای شما به منزل ما بیایید.

B: That’s very kind of you, but I have theater tickets for that evening.

ب: این لطف شماست، اما من آن روز بلیط تئاتر دارم.

******************************

۹

A: Accounting is a career I never took an interest in.

الف: حسابداری حرفه ای است که من هرگز به آن علاقه نداشته ام.

B: I can see why. Arithmetic was never your strength.

ب: می دانم چرا. ریاضیات هیچوقت نقطه قوت تو نبود.

******************************

۱۰

A: I’m going to the snack bar for a cup of coffee. Would you like me to bring you back something?

الف: دارم برای نوشیدن یک فنجان قهوه به بوفه دانشگاه میروم. چیزی نمیخواهی که برایت بیاورم؟

B: Not from the snack bar, but could you pick up a paper for me?

ب: از بوفه نه، اما میشه یک روزنامه برایم بیاوری؟

****************************

۱۱

A: Man, I’m exhausted. I stayed up the whole night studying for my history midterm exam.

الف: هی پسر، من حسابی خسته شده ام. تمام شب را داشتم برای امتحان میان ترم تاریخ درس میخواندم.

B: Why do you always wait till the last minute?

ب: چرا همیشه تا دقیقه آخر منتظر میمانی؟

****************************

 ۱۲

A: Do you think you could give me a ride to the library tonight?

الف: فکر میکنی بتونی امشب من را به کتابخانه برسانی؟

B: I’d like to, but I’m heading in the other direction. I’m meeting Jean tonight.

ب: خیلی دوست داشتم. اما مسیرم از طرف دیگری است. امشب با جین قرار ملاقات دارم.

****************************

۱۳

A: I’d like to sign up for the film selection committee. Is this the right place?

الف: من میخواهم برای کمیته انتخاب فیلم ثبت نام کنم. باید به اینجا مراجعه کنم؟

B: Yes it is! There are a lot of fun people on that committee, but you’ll have to put in a lot of hours. I hope your schedule isn’t too tight.

ب: بله همین جاست. افراد جالب زیادی در آن کمیته هستند، اما باید وقت زیادی برای آن بگذاری. امیدوارم برنامه ات خیلی فشرده نباشد. (سرت خیلی شلوغ نباشد)

****************************

۱۴

A: What kinds of books do you like reading?

 الف: دوست داری چه نوع کتاب هایی بخوانی؟

B: Although I think books are great ways to learn, and I know some people love to read, I’ve never been a great fan of them. I used to read books a bit when I was younger but not much anymore. I read a lot on the internet actually, articles on various topics. So I do read, but it’s just not usually books.

ب: اگرچه به نظر من کتاب ها راه بسیار خوبی برای یادگیری هستند، و با وجود اینکه میدانم برخی افراد مطالعه کردن را دوست دارند، اما من هیچوقت طرفدار آنها (کتاب ها) نبوده ام (هیچوقت علاقه مند به خواندن کتاب نبوده ام). قبلا وقتی جوان تر بودم، مقداری کتاب میخواندم اما الان نه زیاد. در واقع من بیشتر در اینترنت مطالعه می کنم، مقالات با موضوعات مختلف میخوانم. بنابراین من مطالعه میکنم، اما معمولا کتاب نمیخوانم.

****************************

۱۵

A: You know, the noise in my dorm has really gotten out of control. My roommate and I can rarely get to sleep before midnight.

الف: سر و صدای داخل خوابگاه من واقعا خارج از کنترل شده است. من و هم اتاقی ام به ندرت میتوانیم قبل از نیمه شب بخوابیم.

‌B: Why don’t you take the problem up with the dorm supervisor?

ب: چرا این مشکل را به سرپرست خوابگاه اطلاع نمیدهید؟

****************************

۱۶

A: That’s a nice computer you have.

الف: کامپیوتر خوبی داری.

B: Now all I have to do is figure out how to use it.

ب: حالا تنها کاری که باید بکنم این است که سر در بیاورم چطور از آن استفاده کنم.

****************************

۱۷

A: Did you pick up your letter at the post office?

الف: نامه تان را از اداره پست گرفتید؟

B: No, I got my roommate to do it.

ب: نه، از هم اتاقی ام خواستم که این کار را انجام دهد.

****************************

۱۸

A: Have you heard that Professor Jones is retiring?

الف: شنیده ای که پروفسور جونز دارد بازنشسته میشود؟

B: Yes. The faculty won’t find anyone to fill her shoes.

ب: بله. دانشکده کسی را پیدا نخواهد کرد که جایگزین او شود.

****************************

۱۹

A: I hear your older sister is on the Olympic team and on the honors list. She must be quite a person.

الف: شنیده ام که خواهر بزرگ تر شما عضو تیم المپیک است و در فهرست افتخاری قرار گرفته است. او باید برای خودش کسی باشد.

B: She sure is. I’ve always looked up to her.

ب: بله، حتما هست. همیشه به او افتخار میکنم.

****************************

۲۰
A: Need a ride home?

الف: میخواهی به خانه برسانمت؟

B: Thanks, but, my apartment is just around the corner. Besides, I need the fresh air.

ب:  ممنون، اما آپارتمان من همین نزدیکی است. به علاوه به هوای تازه نیاز دارم.

****************************

۲۱

A: Have you seen the doctor about your skin condition yet?

الف:  به خاطر وضعیت پوستت به دکتر مراجعه کرده ای؟

B: Oh, it’s not a problem anymore. I’ve found an ointment that works just fine.

ب: اوه! دیگه مشکلی نیست. یک پماد پیدا کردم که خوبش کرد.

****************************

۲۲

A: My wife and I would like to have you over for dinner on Friday.

الف:  من و همسرم مایل هستیم شما جمعه برای شما به منزل ما بیایید.

B: That’s very kind of you, but I have theater tickets for that evening.

ب: این لطف شماست، اما من آن روز بلیط تئاتر دارم.

****************************

۲۳

A: Accounting is a career I never took an interest in.

الف: حسابداری حرفه ای است که من هرگز به آن علاقه نداشته ام.

B: I can see why. Arithmetic was never your strength.

ب: می دانم چرا. ریاضیات هیچوقت نقطه قوت تو نبود.

****************************

۲۴

A: On my way up to your office I found this briefcase in the elevator. What do you think I should do?

الف: در مسیر رسیدن به دفتر شما این کیف دستی را در آسانسور پیدا کردم. فکر میکنید باید چه کار کنم؟

B: Take it to the receptionist-the lost and found box is there.

ب: آن را به مسئول پذیرش تحویل دهید. بخش گم شده ها و پیدا شده ها آنجاست

****************************

۲۵

A: Do you still want to go to graduate school after you get out of college?

الف: آیا هنوز میخواهی بعد از فارغ التحصیل شدن از کالج به دانشگاه بروی؟

B: I’ve changed my mind about that. I want to start working before I go back to school.

ب: تصمیمم را در این مورد عوض کردم. میخواهم قبل از بازگشت به دانشگاه، کار کردن را شروع کنم

****************************

۲۶

A: Don’t you want to have dinner before you go to your evening class?

الف: نمیخواهی قبل از رفتن به کلاس شامت را بخوری؟

B: I’ll grab a snack at the break.

ب: در زنگ تفریح یک غذای حاضری میخورم.

****************************

۲۷

A: Joe took a taxi home alone ten minutes ago.

الف: جو ده دقیقه قبل تاکسی گرفت و تنها به خانه رفت

B: I wonder why he didn’t wait for me to go with him.

ب: تعجب میکنم که چرا منتظر من نماند تا با او بروم

****************************

۲۸

A: My cousin Bob is getting married in California and I can’t decide whether to go.

الف: پسر عمویم، باب، در کالیفرنیا دارد ازدواج می کند. نمی توانم تصمیم بگیرم که به مراسم بروم یا نه

B: It’s a long trip, but I think you’ll have a good time.

ب: سفر طولانی ای است اما فکر کنم بهت خوش بگذره

****************************

۲۹

A: You did an excellent job on that presentation.

الف: ارائه فوق العاده ای داشتی

B: Thanks, I put a lot of time into it.

ب: ممنون، خیلی روی این ارائه وقت گذاشتم

****************************

۳۰

A: I notice you don’t buy your lunch in the cafeteria any more.

الف: متوجه شدم که شما دیگر غذایتان را از کافه تریا نمی خرید

B: When prices went up, I decided to bring my own.

ب: وقتی قیمت ها بالا رفت، تصمیم گرفتم غذایم را با خودم بیاورم

****************************

۳۱

A: I’ve been calling David for the past half hour, but I keep getting a busy signal.

الف:  نیم ساعت است که دارم به دیوید تلفن میزنم، اما مدام بوق اشغال می زند

B: Well, if you don’t get him soon, we’ll just have to go to the movies without him.

ب: خب، اگر به زودی او را پیدا نکنی مجبور می شویم بدون او به سینما برویم

****************************

۳۲

A: Have you heard about the new fitness center they’re building downtown?

الف: راجعه به سالن تناسب اندامی که دارند در مرکز شهر می سازند چیزی شنیده ای؟

B: Yeah, I can hardly wait for it to open.

ب: آره! بی صبرانه منتظر افتتاح آن هستم.

****************************

۳۳

A: What a morning! My train usually takes forty-five minutes, but today it took me over an hour to get to campus.

الف: چه صبحی است! قطار همیشه من را ۴۵ دقیقه ای می رساند اما امروز بیش از یک ساعت طول کشید تا به دانشگاه برسم.

B: I saw signs in the station that construction would be going on for the next three months.

ب: تابلویی در ایستگاه دیدم که ظرف سه ماه آینده کارهای ساختمانی در آنجا انجام می شود.(منظور این است که تاخیر قطارها تا سه ماه آینده ادامه خواهد داشت)

****************************

۳۴

A: Wasn’t there once a bakery here?

الف: یه زمانی اینجا یک نانوایی نبود؟

B: Yes, but it went out of business last year.

ب: بله اما سال گذشته ورشکست شد.

****************************

۳۵

A: Man, I’m exhausted. I stayed up the whole night studying for my history midterm exam.

الف: هی پسر، من حسابی خسته شده ام. تمام شب را داشتم برای امتحان میان ترم تاریخ درس میخواندم.

B: Why do you always wait till the last minute?

ب: چرا همیشه تا دقیقه آخر منتظر می مانی؟

****************************

۳۶

A: One of the members of the dormitory council is quitting. Do you know of anyone who’d be interested in taking her place?

الف: یکی از اعضای شورای خوابگاه داره استعفا میده. کسی را نمی شناسی که بخواهد جای او را پر کند؟

B: I’m not sure, but I’ll certainly keep an eye out for you.

ب: مطمئن نیستم، اما میگردم تا کسی را برای شما پیدا کنم

****************************

۳۷

A: I’m getting really stressed out. I just don’t have the time to work on all three projects.

الف: واقعا استرس گرفتم. وقت کافی برای کار روی هر سه پروژه را ندارم.

B: You need to set priorities. Just take the time to figure out what has to be done first.

ب: باید اولویت بندی کنی. فقط وقت بگذار تا بفهمی کدام یک باید اول انجام شود.

****************************

۳۸

Counselor: only three more months to go! So, what are you going to do after you graduate, Mina?

مشاور:‌فقط سه ماه دیگر مانده! خب، مینا پس از اینکه فارغ التحصیل شدی میخواهی چکار کنی؟

Mina: I’m going to go to college in Ohio.

مینا: می خواهم در اوهایو به کالج بروم.

Counselor: have you decided what you’re going to major in?

مشاور: تصمیم گرفته ای که در چه رشته ای میخواهی تحصیل کنی؟

Mina: I’m planning to study engineering.

مینا: تصمیم دارم مهندسی بخوانم.

Counselor: That’s a good field. And what about you, Simon?

مشاور: رشته خوبی است. تو چی سیمون؟

Simon: My father is going to give me a job in his company. I’ll probably work there about a year so I can learn the basics.

سیمون: پدرم میخواهد در شرکت خود شغلی به من بدهد. احتمالا حدود یک سال آنجا کار خواهم کرد بنابراین میتوانم مبانی را بیاموزم.

++++++++++++++++++++

مکالمات انگلیسی با معنی فارسی

مکالمات انگلیسی با معنی فارسی

مکالمات انگلیسی با معنی فارسی

مکالمات انگلیسی با معنی فارسی

فایل صوتی تلفظ این مکالمات انگلیسی با معنی فارسی را می توانید در کانال تلگرام ما به آدرس زیر دریافت کنید:

https://telegram.me/IELTSTOEFLENGLISH

Tags :


درباره ما

ielts-toefl-tehran

تدریس خصوصی و نیمه خصوصی تکنیک های آزمون های بین المللی آیلتس IELTS ، تافل TOEFL ، جی آر ای GRE و آموزش مکالمات تجاری و مکاتبات بازرگانی زبان انگلیسی در تهران.

نظر بدهید

دسته‌ها

جستجوی پیشرفته

Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
Filter by Categories
Adverbs - قیدها
Business English
Phrasal verbs
آیلتس IELTS
اخبار
اسامی
اشتباهات رایج فارسی زبانان
اصطلاحات
افعال
افعال پرکاربرد
پسوندها و پیشوندها
تافل TOEFl
جملات و عبارات کاربردی
جی آر ای GRE
جی مت GMAT
حروف اضافه - Prepositions
دانلود منابع
دانلود منابع آيلتس IELTS
دانلود منابع تافل TOEFL
دانلود منابع جی آر ای GRE
ساختار جمله انگلیسی
سخنان حکیمانه
سوالات زبان انگلیسی کنکور دکترا و ارشد
عبارات پرکاربرد Writing تافل
عبارات کاربردی در مکالمات تلفنی
عبارات کاربردی در نامه نگاری
کلاس های خصوصی
کلمات مشابه دردسرساز
گرامر
لغات پرکاربرد
متن انگلیسی با ترجمه
مطالب آموزشی
مکالمات تلفنی
مکالمات کوتاه انگلیسی
مکالمه در هتل
ناتی NAATI
نام اعضای خانواده
نام ماه های میلادی و معادل فارسی آنها
نامه نگاری
نامه نگاری آیلتس
نکات آيلتس
نکات گرامری
نمونه Writing
نمونه مکالمات
نمونه نامه

نوشته‌های تازه

مطالب ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

error: شما اجازه کپی برداری از مطالب این سایت را ندارید