بستن پنجره

با کليک بر روی
G+1 سایت
ما را در گوگل
محبوب کنيد.
به کانال
تلگرام ما
بپیوندید
اینستاگرام
ما را
فالو کنید
  • ۰
اصطلاحات کاربردی انگلیسی با معنی فارسی

اصطلاحات Idiom زبان انگلیسی با معنی فارسی – بخش ششم

اصطلاحات Idiom زبان انگلیسی

اصطلاحات Idiom زبان انگلیسی

اصطلاحات Idiom زبان انگلیسی – English Idioms با معنی فارسی – بخش ششم

++++++++++++++++++

(۱)

To feel guilty

To have a sense of guilt

احساس گناه کردن

احساس گناه داشتن

مثال:

A: john failed his computer course. It was my fault. I should have helped him.

الف: جان در درس کامپیوتر رد شد. تقصیر من بود. باید کمکش می کردم.

B: You shouldn’t blame yourself. He didn’t study hard enough.

ب: تو نباید خودت را سرزنش کنی. او به قدر کافی درس نخواند.

A: I know but I still feel guilty about it.

الف: می دانم ولی باز هم احساس گناه می کنم.

*************************************

(۲)

In advance / Beforehand

مثال:

از قبل – از پیش

A: Shall we go to the new Mexican restaurant on Saturday night?

الف: شنبه شب برویم رستوران جدید مکزیکی؟

B: Yes, let’s go, but it gets very crowded on the weekends. We’d better make a reservation in advance.

ب: بله، برویم، ولی آخر هفته خیلی شلوغ میشود. بهتر است از قبل جا رزرو کنیم.

*************************************

(۳)

Free of charge

مجانی – رایگان

 مثال:

A: How much should I pay for this pamphlet?

الف: برای این جزوه چقدر باید بپردازم؟

B: Nothing. It’s free of charge.

ب: هیچی. مجانی است.

*************************************

(۴)

Give somebody one’s word of honor

به کسی قول شرف دادن

مثال:

A: How do you guarantee that you’re going to give my money back?

الف: چه تضمینی میدهی که پولم را پس خواهی داد؟

B: I give you my word of honor.

ب: به تو قول شرف میدهم.

*************************************

(۵)

Be at the mercy of somebody

(Be under the control of somebody)

تحت کنترل کسی بودن – وابسته به کسی یا چیزی بودن

مثال:

A: Do you think Mrs. Parker will help us?

الف: فکر میکنی خانم پارکر به ما کمک می کند؟

B: Only if her husband allows her. She’s at the mercy of her husband.

ب: فقط اگر شوهرش اجازه دهد. او تحت کنترل شوهرش است.

*************************************

(۶)

Play innocent

خود را بی گناه نشان دادن

مثال:

A: I know we’re in trouble but I don’t blame John.

الف: می دانم به دردسر افتاده ایم اما جان را مقصر نمی دانم

B: Don’t be stupid. He got us into trouble and now he’s playing innocent.

ب: احمق نباش. او ما را به این دردسر انداخت و حالا دارد خود را بی گناه نشان می دهد

*************************************

(۷)
Find fault with sb

از کسی ایراد گرفتن

مثال:

How are you getting along with your new colleagues?

با همکاران جدیدت چطوری؟

We’re getting along pretty well. They’re all friendly, except for Linda. She usually finds fault with everyone.

بد نیستیم. رفتار همه شان دوستانه است به جز لیندا. معمولا از همه ایراد میگیرد

*************************************

(۸)
A scatterbrain

آدم حواس پرت و گیج

مثال:

A: Did Sara pick you up at airport?

الف: سارا در فرودگاه دنبالت آمد؟

B: No, she never showed up. She’d promised to meet me but she clean forgot. She’s a scatterbrain.

ب: نه هرگز نیامد. قول داده بود می آید دنبالم ولی پاک یادش رفت. آدم حواس پرتی است

*************************************

(۹)
Count on somebody
روی کسی حساب کردن

مثال:

A: You promised to help me. Remember, I’m counting on you.

الف: قول دادی کمکم کنی. یادت باشد، من روی تو حساب میکنم

B: Don’t worry. I won’t let you down.

ب: نگران نباش. ناامیدت نمیکنم

*************************************

(۱۰)

Be on strike /Go on strike
در حال اعتصاب بودن / اعتصاب کردن

مثال:
A: Subway workers are on strike. Do you know why they went on strike?

کارکنان مرو در حال اعتصابند. می دانی چرا اعتصاب کردند؟

B: As far as I know, they’re unhappy with their working conditions.

تا آنجا که من میدانم، از شرایط کارشان ناراضی اند.

*************************************

(۱۱)

Beyond one’s authority

خارج از اختیارات کسی بودن

مثال:

A: Can you help me get a mortgage on my house?

الف: می توانی کمکم کنی روی خانه ام وام بگیرم؟

B: I want to but I can’t. It’s beyond my authority.

ب: میخواهم ولی نمی توانم. خارج از اختیارات من است.

*************************************

(۱۲)

Make a compromise /Make compromises

کوتاه آمدن – کنار آمدن – سازش کردن

مثال:

Bob says if I want to marry him, I must give up my job and get a part time job instead. What do you think I should do?

باب می گوید اگر میخواهم با او ازدواج کنم باید کارم را رها کنم و به جایش یک کار نیمه وقت بگیرم. به نظر تو باید چکار کنم؟

It’s entirely up to you. If you really want to marry him, you have to make compromises.

کاملا به خودت بستگی دارد. اگر واقعا می خواهی با او ازدواج کنی باید کوتاه بیائی.

*************************************

(۱۳)

Take after someone

به کسی رفتن (شبیه بودن به کسی از لحاظ اخلاق یا ظاهر)

مثال:

Your daughter doesn’t take after you at all.

دخترتان اصلا به شما نرفته

*************************************

(۱۴)

See someone off

کسی را بدرقه کردن / مشایعت کردن

مثال:

They went to the airport to see their daughter off.

به فرودگاه رفتند تا دخترشان را بدرقه کنند.

‌No one went to the station to see him off.

هیچکس به ایستگاه نرفت تا او را مشایعت کند.

***********************************

(۱۵)   

Mess something up

(چیزی یا محلی را) به هم ریختن – خراب کاری کردن

مثال:

A: Look! The kitchen is a mess!

الف: نگاه کن! آشپزخانه به هم ریخته است.

B: Yeah. Whenever Dad makes pizza, he messes up the kitchen.

ب: آره. هر وقت بابا پیتزا درست می کند، آشپزخانه را بهم می ریزد.

*********************************** 

اصطلاحات Idiom زبان انگلیسی

فایل صوتی تلفظ اصطلاحات Idiom زبان انگلیسی را می توانید در کانال تلگرام ما به آدرس زیر دریافت کنید:

https://telegram.me/IELTSTOEFLENGLISH

++++++++++++++++++++++++++++

برای مشاهده قسمت های دیگر اصطلاحات بر روی لینک های زیر کلیک کنید:

قسمت اول اصطلاحات

قسمت دوم اصطلاحات

قسمت سوم اصطلاحات

قسمت چهارم اصطلاحات

قسمت پنجم اصطلاحات

قسمت ششم اصطلاحات

قسمت هفتم اصطلاحات

 

Tags :

Category : اصطلاحات


About Author

ielts-toefl-tehran

تدریس خصوصی و نیمه خصوصی تکنیک های آزمون های بین المللی آیلتس IELTS ، تافل TOEFL ، جی آر ای GRE و آموزش مکالمات تجاری و مکاتبات بازرگانی زبان انگلیسی در تهران.

نظر بدهید

دسته‌ها

جستجوی پیشرفته

Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
Filter by Categories
Adverbs - قیدها
Business English
Phrasal verbs
آیلتس IELTS
اخبار
اسامی
اشتباهات رایج فارسی زبانان
اصطلاحات
افعال
افعال پرکاربرد
پسوندها و پیشوندها
تافل TOEFl
جملات و عبارات کاربردی
جی آر ای GRE
حروف اضافه - Prepositions
دانلود منابع
دانلود منابع آيلتس IELTS
دانلود منابع تافل TOEFL
دانلود منابع جی آر ای GRE
ساختار جمله انگلیسی
سخنان حکیمانه
سوالات زبان انگلیسی کنکور دکترا و ارشد
عبارات پرکاربرد Writing تافل
عبارات کاربردی در مکالمات تلفنی
عبارات کاربردی در نامه نگاری
کلاس های خصوصی
کلمات مشابه دردسرساز
گرامر
لغات پرکاربرد
متن انگلیسی با ترجمه
مطالب آموزشی
مکالمات تلفنی
مکالمات کوتاه انگلیسی
مکالمه در هتل
ناتی NATTI
نام اعضای خانواده
نام ماه های میلادی و معادل فارسی آنها
نامه نگاری
نامه نگاری آیلتس
نکات آيلتس
نکات گرامری
نمونه Writing
نمونه مکالمات
نمونه نامه

نوشته‌های تازه

مطالب ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

error: شما اجازه کپی برداری از مطالب این سایت را ندارید